به نام محبوب
با سلام و درود بر دوستان ادبي
اميدوارم كه از لحظه لحظه زندگيتون لذت ببريد و
شاد باشيد.
بالاخره طلسم بعد از 10 روز كه از اردوي مشهد برگشتيم، شكسته شد و
تونستم بنويسم...
الان كه دارم مي نويسم عكس شادروان قيصر امين پور
جلو چشمم هست ..
نمي دونم از خاطرات اردو صحبت كنم يا
از تاسف از اينكه يكسال و يك هفته و چند روز بدون آقاي امين پور
همچون برق گذشت ...
و من حتي نتونستم در سالروز رفتنش ، "۸ آبان" اينجا چيزي بنويسم!!
.
.
.
*اين شعر رو به ياد شاعر بزرگ باهم مي خونيم و براي شادي روحش فاتحه اي مي فرستيم.
الفباي درد
الفباي درد ازلبم ميتراود
نه شبنم ، كه خون از شبم ميتراود
سه حرف است مضمون سيپاره دل
الف . لام . ميم . از لبم ميتراود
چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
به جاي عرق از تبم ميتراود
زدل بر لبم تا دعايي برآيد
اجابت زهر ياربم ميتراود
ز دين ريا بي نيازم ، بنازم
به كفري كه از مذهبم ميتراود.
خدایش بیامرزد و روحش شاد.
*قبل از اينكه در مورد اردو صحبت كنم از خدا مي خوام
همه كساني كه مشتاق و آرزومند زيارت آقا علي بن موسي الرضا(عليه السلام) هستند
به آرزوشون برسند.
آمين!
اردوي 6 روزه مشهد تجربه خيلي خوبي بود.
مخصوصا همسفر شدن با دوستان خوبمون در شهيد اصفهاني و
همچنين دانش آموزان دبيرستان غيرانتفاعي ياسين
و آشنايي با گروه 13 نفره پايه سوم انساني دبيرستان غ ياسين.
البته در طول 4روزي كه در مشهد بوديم (2 روزش هم بين راه گذشت!)
يك روز به نيشابور آرامگاه شاعران بزرگ تاريخ ( عطار و خيام نيشابوري ) و
قدمگاه امام رضا(عليه السلام) رفتيم.
همچنين از موزه آستان قدس رضوي هم بازديد كرديم.
براي من كه براي اولين بار مي ديدم ، خيلي باشكوه بود
به ويژه طبقه اي كه جانوران دريايي(صدف ها و حلزون هاو... )
بودند .
عكساي مربوط به اردو رو در ادامه مطلب براتون گذاشتم ...
اميدوارم خوشتون بياد.
( کیفیت عکس ها زیاد خوب نیست، دیگه به بزرگی خودتون ببخشید!!!)
ادامه مطلب